![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 9:1 توسط مامان لیلا و خاله ساناز |
|
|
دختر گلم تازگیها وقتی دعواش میکنیم می فهمه و گریه میکنه! اول لباشو جمع میکنه و بعد منتظره اگه دعوا کردن ادامه داشت که میزنه زیره گریه وگرنه دیگه گریه نمیکنه!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 9:2 توسط مامان لیلا و خاله ساناز |
|
|
دختر کوچولوی ما از ۹ ماهگی(۳۱ فروردین) راهی مهدکودک شد. صبحها اصلا دوست نداره از خواب بیدار بشه و بره مهدکودک ولی مجبوره. پنج شنبه ها تا ظهر می خوابه عوضش جمعه ها از ۷ صبح بیداره و نمیذاره من و باباش بخوابیم. خلاصه اولین هفته مهد آینوش خانم یه سرماخوردگی خفیفی گرفت خدارو شکر الان بهتره! |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 8:59 توسط مامان لیلا و خاله ساناز |
|
|
از روزی که مرخصی مامان لیلا تموم شده آینوش خانم هم دیگه آرامش قبلی رو ندارن! مجبوره صبح زود پاشه و بره خونه عمه روقی! آینوش خانم که الان به سلامتی ۷ ماهه شده دیگه واسه خودش می شینه و با روروک راه میره و مامان لیلا و بابا امیرو کاملا میشناسه. مخصوصا بابا امیرو که وقتی میبینه انقدر دست و پا میزنه که بالاخره برش داره و از بغل بابائی هم امکان نداره بغل کس دیگه بره. البته آینوش خانم علاقه خیلی زیادی به تکنولوژی دارن! به جای بازی کردن با عروسک و اسباب بازی ترجیح میدن با موبایل و گوشی تلفن و کنترل تلویزیون بازی کنن. دختر ما به آینوش ذوقی هم معروف شده از بسکه ذوق میکنه! آینوش وقتی به دنیا اومد ۳ کیلو ۳۵۰ گرم وزن داشت و ۴۹ سانتی متر قدش بود. الان ۹ کیلو و ۶۰۰ گرم وزن و ۷۱ سانتی متر قد داره. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 14:5 توسط مامان لیلا و خاله ساناز |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 11:10 توسط مامان لیلا و خاله ساناز |
|
|
آینوش خانوم کلی بزرگ شده،خانوم شده!میگید نه؟پس عکساش رو نگاه کنید تا مامان لیلا خودش بیاد و از آینوش خانوم ساکت و خوابالوش بگه! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 17:14 توسط مامان لیلا و خاله ساناز |
|
|
آينوش خانوم جهت ديدار با دوستاي مامان ليلا تشريف بردند اداره مامان ليلا!اين عكسها مربوط به اولين روز كاري!!! آينوش خانومه!
تو تمام عكسها ايشون خواب تشريف دارند چون كلا خوابالو هستند اما ژستشونم تو خواب ديدنيه!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 9:42 توسط مامان لیلا و خاله ساناز |
|
|
نینی عسلی ما روز سه شنبه (۲ مرداد) به دنیا اومد و بابای نینی بعد از ۵ روز اسم نینی رو آینوش گذاشت. اسم آینوش اصلا تو لیست اسمهای ما نبود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 15:14 توسط مامان لیلا و خاله ساناز |
|
|
نی نی عسلی امروز به دنیا اومد!هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 21:36 توسط مامان لیلا و خاله ساناز |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 12:25 توسط مامان لیلا و خاله ساناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
| پیوندها |
|
مهرانه |
|
RSS
|